Kahgel




Saturday, February 16, 2002

٭
برای من نوشتن از خودم خیلی سخته.خصوصاً اگه بدونم یکی قراره ااونو بخونه.

البته نوشتن چیزائی که میدونم �قط خودم قراره بخونم لذتی داره که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست . به جز با خوندن همونها .بعضی وقتها چشمک یکی از د�ترچه های گوشه کی�ت یا زیر صندلی ماشینت که مدتها میگذره به چشت نخورده آدمو طوری مجذوب خودش میکنه که �قط از درد دست یا کمر - به خاطر عادتی که در بد �رم نشستن داری- یا ولو شدن ناگهانی روی زمین- به خاطر خواب ر�تن پای چپت وقتی که یه ساعت به شکل حر� پی انگلیسی ایستاده باشی - یا سوراخ شدن پرده صماخت - وقتی که یکی نیم متریت واستاده و داره جبغ بن�ش میکشه که مگه کری (یکی نیست بگه برای چی داد میزنی)- یه د�عه به خودت میای و میبینی ای دل غا�ل الان نیم ساعت از قرارت میگذره و هنوز نر�تی و قس علس هذا.

مهمترین نکته همونطور که واق�ید و توی دنیام حر� اول و آخر رو میزنه امنیته. بیخود نیست که توی دنیا دکترای امنیت اطلاعات میدن اصلاً یکی از �لس�ه های ان تی و 2000 و ایکس پی هم همینه .
لابد میگید خیر سرت چی از توی اون مخت میخواد تراوش کنه که نگرانی بدزدنش ؟ بابا اصلاً بحث این حر�ها نیست .اگه یه د�عه د�تر نوشته ها به خاطر بی حواسی م�رطی که دارم آخر شب روی میز کارم تو شرکت جا بمونه وقتی تو خونه دارم خواب آسمون هشتم نهم رو میبینم خلق خدا که خروسخون میرن سر کار رئیست که همیشه زودتر از تو سر کار حاضره بیاد سر میزت اونو ببینه و بعد �ضولیش بگیره ورقی بزنه بعد ببینه راجع به اون چی نوشتی یا اون خانم منشی که چشماش داد میزنه که اینکارست (منظورم �ضوله) یا توی خونه که روی سرمن قسم میخورن ب�هن دسته گلشون چه تخ�ه ایه ....

خوب لابد میگید اونا رو بزار تو کمدی پستوئی یه جائی مثل اون یه ق�ل هم بزن خیالت راحت.
اولاًازاین حواسی که من دارم بر نمیاد که سوتی نده و در اونو همیشه ق�ل کنم .
مشکل دوم من هم حاج خانوممونه:
یادمه سال سوم دبستان که بودم .....


........................................................................................

Home
salam ,age eshkali nadareh khoshhal misham ke ba shoma ashena besham